استیون هاوکینگ نمی‌تواند در ایران معلم دبستان شود

 

"کریه منظر" همین بخشنامه آموزش و پرورش است

برای پیدا کردن قوانین قرون وسطایی که افراد را به سبب شرایط متفاوت بدنی و جسمی شان، از گردونۀ جامعه و حقوق اجتماعی شان حذف میکند، لازم نیست در پستویِ قرون تاریک گذشته جست و جو کرد؛ همینبخشنامه موزش_و_پرورش ایران کافی است تا نشان دهد که درک سیستمی که اتفاقا با علم و دانش سر و کار دارد، از معلولیت و بیماریها، تا چه اندازه جهالت آمیز، نادرست، کلیشه ای و واپس گرا است.

بخشنامه استخدامی آموزش و پرورش (که البته چندان هم تازه نیست) و اعلام مواردی که باعث ممنوعیتاستخدام افراد در آموزش و پرورش می شود، نشان دهنده تفکر پزشکی حاکم بر نظام آموزش و پرورش است؛ همان "الگوی  پزشکی" در رفتار با بیماریها،معلولیت ها و شرایط متفاوت بدنی که بدن فرد را به مثابۀ "ماشینی" می بیند که باید تمام و کمال کار کند و اگر "نقص" یا "مشکلی" هست، از "فرد بودن" انسان کاسته و حتی از حقوق فردی و اجتماعی محرومش می کند. این بخشنامه با موارد عجیب و غریبش، با الفاظی همچون "کریه منظر"، با یکسان دانستن معلولیت ها و بیماری ها، با پس زدن بی رحمانۀ کسانی که شرایطی متفاوت دارند که با ماشین بی نقص پزشکی فرق دارد، جمعیت بزرگی از مردم ایران را از بدیهی ترین حق انسانی شان محروم و آنها را از گردونه شغلی خارج می کند، زیرا بدنشان متفاوت است.

در حالی که بخش بزرگی از جوامع امروزی برآنند تا با وضع قوانینی مساوی و همه شمول، حق و حقوق تک تک افراد جامعه را در هر مسندی به رسمیت بشناسند و برآورده کنند، سیستم ایرانی بار دیگر کوتاهترین و مقرون به صرفه ترین راه را انتخاب می کند: "حذف". این روش تازه ای نیست. دهه هاست که افراد دارای معلولیت و شرایط متفاوتی بدنی برای استخدام در آموزش و پرورش منع قانونی دارند اما صدایشان نه شنیده و نه جایی منعکس شده است. اینکه فردی ندارد آنچه را که عُرف و الگوی پزشکی "بدن کامل و بی نقص" می نامد، دلیل بر ناشایستگی او برای معلم شدن (یا گرفتنِ دیگر شغل ها) نیست. نظام آموزش و پرورش به عنوان نخستین نهاد رسمی آموزشی در جامعه، به جای ترویج این طرز فکر که شایستگی انسانها ربطی به شرایط بدنی متفاوت آنها ندارد، عملا و بی رحمانه شمشیری تیز و زهرآلود را به روی جمعیتی بزرگ کشیده و آنها را به سبب داشتن شرایطی متفاوت، مجازات کرده است. 
ای کاش می شد اسم این وزارتخانه را عوض کرد؛ جایی که نه آموزشی اصولی هست و نه پرورش فکری درست. این سیستم، جز باورهای کهنه و غلط، و کلیشه های نخ نما چیزی برای آموزش ندارد و آموزه های پرورشی آن هم از دروغ و ریاکاری فراتر نمی رود.

*نگین حسینی، روزنامه نگار و فعال حقوق معلولیت

دوستان و یاران گرامی

انجمن حمایت از معلولین ایرانی از سال های گذشته با مساعدت یاران نیکوکارمان و جمع آوری کمک مالی توانسته است به بخش  کودکان مبتلا به سرطان بیمارستان علی اصغر کمک نماید،...
Read more...
گزارشی از کنسرت شکیلا در لندن
یکشنبه دوم مارس کنسرتی با حضور بانو شکیلا در لوگان هال لندن با هدف حمایت از کودکان مبتلا به سرطان توسط انجمن حمایت از معلولین ایرانی برگزار شد.
Read more...

Annual Reports 2014

Go to top